تبلیغات
بزرگترین سایت جوک واس ام اس خنده دار وعاشقانه - جک و لطیفه
در حال راه اندازی - به زودی !
14 فیلم از مستربین




با ثبت ایمیل خود در خبرنامه زیر از به روز شدن وبلاگ آگاه شوید :

 
اضافهحذف



 كنسرت زیبای انریكو

برای ارتباط با ما بر روی شکلک زیر کلیک کنید.
Yahoo ID : آی دی شما در اینجا



بازديدهاي امروز:
 بازديدهاي ديروز:
 كل بازديدها:
 كل مطالب:
 كل نظرات:

-

برای دریافت کد کلیک کنید

شما می توانید با انتخاب شبکه ی دلخواه آن را به صورت آنلاین در پلیر خود تماشا کنید



«« جستجو گر »»



 

مؤدب


فریدولین از جشن تولد دوستش به خانه برگشت.


مادرش پرسید: دختر مؤدبی بودی؟


فریدولین: البته مادر!


مادر: مرتب نمیرفتی شیرینی برداری؟


فریدولین گفت: نه همان اول که وارد شدمپنج تا برداشتم!


 


پز!


پسری صد یورو در خیابان پیدا کرده بود. به خانه که آمد مادرش از او پرسید: آیا به اداره‏ی اشیای گمشده اطلاع دادی؟


پسرک گفت: نه چون این خیلی خوب نیست کهآدم بخواهد پز شریف بودنش را بدهد!


 


فراموشی


آلبرت از رالف پرسید: مامانت چطوری فهمید که دستهایت را نشستی؟


رالف گفت: هیچی فراموش کرده بودم صابون را خیس کنم!


 


دلیل


پسرک روی زمین نشسته بود و ناله می‏کرد. مادرش با دلسوزی پرسید: چی شده؟


پسرک خوردم زمین و زانویم زخمی شد.


مادر:کی این طوری شد؟


پسرک: نیم ساعت پیش.


مادر: پس چرا تازه الآن ناله و زاری می‏کنی؟


پسرک: آخه نمی‏دانستم تو در خانه‏ای!


 


درک مزه


خواهر هانس برایش کتلت درست کرد و از او پرسید: مزه آنها چطوره؟


هانس گفت: مزخرفه!


خواهرش گفت: پس تو اصلا مزه‏ی خوب را درک نمی‏کنی. در کتاب آشپزی نوشته شده بود مزه‏ی آنها عالیه!


 


صاحب اصلی


کارل و گستاو از کنار آقای بلومر می گذشتند. آآقای بلومر از آن طرف نرده به آنها یک توپ نشان داد و پرسید: این توپ مال شماست؟


کارل پرسید: چطور؟ مگه به شما خسارت زده؟


آقای بلومر گفت: نه.


کارل: پس مال ماست!


| نوشته :سالار نجفلوی | تاریخ :سه شنبه 15 دی 1388 | نظرات []




کدهای لینک باکس ها در این قسمت